محمد صادق جهانبخش در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: در دنیای امروز، با انفجار اطلاعات و جنگ روانی در فضای مجازی، پیگیری اخبار و مطالبات مردمی به چالشی جدی بدل شده است و بر همین اساس برای دریافت اخبار منسجم و دوری از آشفتگیهای روانی، رویکردی هوشمندانه در مصرف رسانه ضروری است.
کارشناس رسانه و فضای مجازی ابراز کرد: در شرایط عادی، استفاده از فضای مجازی و رسانهها باید مبتنی بر نیازهای واقعی افراد باشد، نه نیازهای کاذب. نیاز واقعی به اخبار، شامل اطلاعاتی است که نگارندگان با ارزشهای خبری مانند تازگی، کاربردی بودن، حلکننده مشکل، یا نزدیکی مکانی و زمانی، آنها را گزینش میکنند.
وی تصریح کرد: در مقابل، پیگیری بیرویه اخبار نامرتبط یا جزئیات غیرضروری در مورد افراد مشهور یا حوزههای غیرمرتبط، منجر به «عطش کاذب خبری» و «اضافه بار اطلاعاتی» میشود. این وضعیت توانایی تصمیمگیری فرد را مختل کرده و او را در گرداب اطلاعات سرگردان میسازد که این مسئله در دوران بحران، ابعاد تصاعدی به خود میگیرد.
وی افزود: متاسفانه بسیاری از رسانهها در زمینه اطلاعرسانی در شرایط بحران آموزش لازم را ندیدهاند یا حتی با سوءاستفاده از فضا، به دنبال جذب مخاطب هستند. تیترهای مبهم یا ادبیات تحریکآمیز، مانند «لرزش شدید در اصفهان» یا «صدای مهیبی در قزوین شنیده شد» که ممکن است مربوط به یک اتفاق کوچک در حومه شهر باشد، با بزرگنمایی، استرس و اضطراب بیموردی را در میان ساکنان مناطق وسیعتری ایجاد میکند.
جهانبخش تصریح کرد: در چنین شرایطی، گزینشی برداشت کردن اخبار اهمیت حیاتی یافته و افراد باید با دقت و هوشیاری بیشتری رسانهها را دنبال کنند تا از دام اطلاعات گمراهکننده و اثرات روانی مخرب آن در امان بمانند.
وی ادامه داد: در شرایط بحرانی، اتکا به رسانههای رسمی از اهمیت حیاتی برخوردار است. برخی رسانههای غیررسمی، یا به دلیل ناآگاهی از اصول مدیریت بحران و عدم نظارت دقیق سردبیری، یا حتی با هدف سوءاستفاده و جذب مخاطب اخبار را با اغراق و بزرگنمایی منتشر میکنند و این امر با ایجاد ترس و اضطراب بیمورد، فضای روانی جامعه را مختل میسازد.
وی درخصوص تصمیمگیریهای اشتباه در شرایط بحران تصریح کرد: در شرایط عدم قطعیت و ابهام، دریافت حجم بالای اطلاعات نادرست یا اغراقآمیز، منجر به تصمیمگیریهای غلط و رفتارهای زیانبار میشود. این رفتارها حتی میتوانند به تشدید بحران و وارد کردن آسیبهای جدی به خود فرد و جامعه منجر شوند. به عنوان مثال، فردی ممکن است به دلیل نگرانیهای ناشی از اخبار، ذخیره بیش از حد نیاز مواد غذایی کند و خود را به زحمت بیندازد، در حالی که بحران مستقیماً او را تهدید نمیکرده است.
این کارشناس تاکید کرد: عدم فرهنگسازی رسانهای و سواد فضای مجازی باعث میشود برخی افراد، اخبار مبهم یا هشدارها را نادیده گرفته و حتی با انتشار یا بازنشر آنها، به خطر انداختن خود و دیگران دامن بزنند. در حالی که در شرایط بحرانی وظیفه هر فرد، جلوگیری از انتشار اطلاعات نادرست و منع دیگران از حضور در مناطق پرخطر است.
وی با اشاره به تأثیرپذیری از رسانههای معاند عنوان کرد: رسانههای خارجی و معاند، با انتشار اطلاعات جهتدار و تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی، نقش مخربی در تشدید ناآرامیها ایفا میکنند. این تأثیرات، از طریق ارتباطات حضوری و اجتماعی، به بدنه جامعه منتقل شده و مشکلات را دوچندان میکند.
جهانبخش مطرح کرد: بنابراین، ضرورت دارد تا با ارتقای سواد رسانهای و پیروی از اصول مصرف آگاهانه اخبار، از آسیبهای روانی و اجتماعی ناشی از انفجار اطلاعات در فضای مجازی در دوران بحران، جلوگیری کنیم.
رسانه یا اتاق عملیات؟
وی ادامه داد: در مواجهه با حجم انبوه اطلاعات و اخبار منتشر شده در فضای مجازی، به ویژه در زمان بحران، تشخیص رسانههای معتبر از ابزارهای جنگ روانی دشمن، امری حیاتی است. برخی شبکههای معاند که استودیوهای خود را در تلآویو دایر کرده و به راحتی با سران رژیم صهیونیستی در ارتباط هستند، فراتر از یک رسانه متعارف عمل میکنند. این شبکهها با انتشار اطلاعات غلط، تحریکآمیز و حتی درخواست حمله به مواضع نظامی ایران، به اتاقهای عملیات روانی دشمن تبدیل شدهاند.
این کارشناس ابراز کرد: لازم است هم اصحاب رسانه و خبرنگاران داخلی و هم عموم مردم، نگاه خود را به این مجموعهها اصلاح کنند. باید درک کرد که این شبکهها، رسانه نیستند، بلکه بستری برای نفوذ اطلاعاتی و جنگ روانی دشمن به خانههای مردم و تأثیرگذاری بر اذهان عمومی محسوب میشوند.
وی یادآور شد: همانطور که با یک سرباز نظامی دشمن برخورد قاطعی صورت میگیرد، باید با افرادی که در این رسانههای معاند، چه به عنوان مجری و چه به عنوان تولیدکننده محتوا، به ترویج اطلاعات نادرست و تحریک افکار عمومی میپردازند، نیز برخورد مشابهی داشت. تفاوت ظاهری این افراد (پوشش کت و شلوار یا آرایش) نباید باعث شود که ماهیت مخرب اقدامات آنها نادیده گرفته شود. وظیفه آنها، هرچند متفاوت از وظیفه یک سرباز مسلح، در نهایت خدمت به دشمن و آسیب رساندن به منافع ملی است.
وی در ادامه گفت: با اصلاح این دیدگاه و اتخاذ رویکردی هوشیارانه، میتوان در برابر جنگ روانی دشمن مقاومت کرده و از تأثیرات مخرب آن بر جامعه جلوگیری نمود.
جهانبخش خاطرنشان کرد: در شرایط بحرانی، هرگونه اقدامی که به تشدید بحران منجر شود چه از سوی داخل و چه خارج از کشور، قطعاً در راستای ضدیت با منافع ملی و مردم ایران عمل میکند و این قاعده، بدیهی و طبیعی است.
وی عنوان کرد: مجموعههای فعال در حوزه جنگ روانی دشمن، صرفاً رسانه نیستند، بلکه ابزاری برای توجیه جنایات و نفوذ به افکار عمومی محسوب میشوند. به عنوان مثال، در فاجعه جنایت مدرسه پسرانه و دخترانه مینا، با وجود شهادت دهها کودک و معلم و اثبات اینکه موشکهای مورد استفاده، آمریکایی و بدون دلیل به مدرسهای در نزدیکی مواضع نظامی شلیک شدهاند، این مجموعهها یا اقدام به کتمان حقیقت کرده یا سعی در عبور از آن نمودند. همچنین، انتشار بیانیههای رسمی دشمنان که مردم ایران را هدف قرار میدهند، گواهی دیگر بر ماهیت ضدایرانی این مجموعههاست.
این فعال رسانهای ضمن تاکید بر شناخت ماهیت واقعی رسانهها و مجموعههای معاند تشریح کرد: باید با صراحت به مردم و اصحاب رسانه داخلی تفهیم کرد که این مجموعهها، رسانه نیستند، بلکه اتاق جنگ روانی دشمن محسوب میشوند.
وی گفت: متأسفانه، بخشی از این وضعیت ناشی از قصور و تقصیر رسانههای داخلی است. عدم خبررسانی دقیق، صریح و بهموقع، و همچنین غفلت از آمادگی پیشابحران و حین بحران برای مردم، فضایی را ایجاد کرده که رسانههایی چون اینترنشنال، جایگاه و مرجعیت کاذب پیدا کنند و این موضوع وضعیت رسانهای کشور را در شرایط حاد کنونی، متأسفانه وخیم ساخته است.
از خیابان تا فضای مجازی، همه جا رسانه است
جهانبخش ابراز کرد:در دنیای امروز، مفهوم رسانه بسیار گستردهتر از فضای مجازی، تلویزیون و ماهواره است. خیابانها، تریبون مساجد، حتی نقاشیهای پشت خودروها و پرچمها، همگی رسانههایی هستند که میتوانند پیامرسان باشند. این درک عمیقتر از رسانه، که به آن «رسانه ۳۶۰ درجه» گفته میشود فرصتی برای اصلاح اشتباهات گذشته فراهم میآورد.
وی تاکید کرد: همانطور که حاج قاسم سلیمانی فرمودند، در دل تهدیدها، فرصتهای بزرگی نهفته است. این تهدیدهای خارجی، بسیاری را به سمت درک اهمیت ایران و وطن سوق داده است، حتی کسانی که پیش از این نگاهی اشتباه به نظام یا مسئولین داشتند. اکنون، زمان آن است که در حوزه رسانه نیز این اصلاحات اتفاق بیفتد.
وی یکی از وظایف رسانهای در شرایط کنونی را نگاه جامع به رسانه دانست و تشریح کرد: صرف ارسال محتوا در گروههای پیامرسان، وظیفه رسانهای را کامل نمیکند. حضور در میدان و خیابان نیز بخشی جداییناپذیر از رسالت رسانهای است.
جهانبخش گفت: حفظ روتین زندگی در شرایط عدم قطعیت و بحران، وظیفه رسانههاست که به مردم کمک کنند روال عادی زندگی خود را حفظ کنند. این امر، حتی با وجود از دست دادن عزیزان، همچون توصیه رهبری مبنی بر عدم به تعویق انداختن جشنهای مهم زندگی، ضروری است.
وی ضمن تاکید بر خروج از ابهام در امور رسانهای یادآور شد: رسانهها باید با موضعگیری صریح مسئولین و کنار گذاشتن اختلافات سیاسی و جناحی، مخاطبان را از فضای ابهام خارج کنند. این همدلی و اتحاد، که به مدد حضور مردم در صحنه و ایثار شهدا حاصل شده، باید به تقویت مفهوم ایران و وطن منجر شود.
جهانبخش در پایان ابراز کرد: در نهایت، باید فهمید که کنشگری رسانهای محدود به فضای مجازی نیست، بلکه تمام شئون زندگی را در بر میگیرد و در خیابان نیز تجلی مییابد.


نظر شما