به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه وطن امروز نوشت: اگرچه برخی هنوز درباره هدف رژیم صهیونیستی برای براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران تردید دارند اما اظهارات و شواهد منتشرشده نشان میدهد که جایی برای تردید در این باره باقی نمیماند. مرور تحولات سالهای اخیر نشان میدهد تلآویو مدتهاست راهبردی چندلایه را علیه ایران دنبال میکند؛ راهبردی که از اقدامات اطلاعاتی و امنیتی گرفته تا عملیات روانی، جنگ رسانهای، حمایت از گروهکهای تجزیهطلب و تلاش برای تحریک آشوبهای داخلی را در بر میگیرد. تنها در یک سال گذشته، ایران علاوه بر مواجهه با ۲ جنگ مستقیم و تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، تجربه یک دوره طولانی از عملیاتهای روانی، رسانهای و امنیتی را نیز پشت سر گذاشته است.
واقعیت آن است که پروژه بیثباتسازی ایران، نه محصول امروز و دیروز، بلکه بخشی از یک راهبرد قدیمی در تلآویو است؛ راهبردی که در سالهای گذشته در قالب بهرهبرداری از ظرفیت گروهکهای تروریست کُرد، حمایت از گروهکهای مسلح فعال در جنوب شرق کشور، عملیاتهای خرابکارانه و ترور دانشمندان و فرماندهان ایرانی، همچنین شبکهسازی رسانهای دنبال شده است.
در واقع، از نگاه طراحان صهیونیست، ایجاد فشار خارجی بر ایران زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که با فشار داخلی، نارضایتی اجتماعی و آشوبهای خیابانی همراه شود. به همین دلیل نیز هرگاه فرصتی برای التهابآفرینی در داخل کشور فراهم شده، مجموعه رسانهها، اتاقهای عملیات روانی و شبکههای وابسته به رژیم صهیونیستی تلاش کردهاند از آن به عنوان سکویی برای تشدید بحران استفاده کنند.
در همین چارچوب هفته گذشته وزارت اطلاعات در بیانیهای تبیینی، نسبت به تداوم پروژه آشوبآفرینی دشمنان هشدار داد. در این بیانیه به طور مشخص تأکید شد آمریکا و رژیم صهیونی همچنان پروژه بیثباتسازی ایران را دنبال میکنند و در این مسیر از شبکهای متشکل از رسانههای پارسیزبان خارجنشین، بسترهای مجازی، عناصر رسانهای وابسته و عملیاتهای روانی بهره میبرند.
اکنون انتشار گزارشی از سوی روزنامه صهیونیستی اسرائیلهیوم، ابعاد تازهای به این موضوع بخشیده؛ گزارشی که بر پایه گفتوگو با یکی از مسؤولان ارشد موساد تهیه شده و در آن برای نخستینبار جزئیات قابل توجهی از ساختار جدید عملیات نفوذ و تأثیرگذاری سازمان تروریستی-جاسوسی رژیم اشغالگر قدس علیه ایران افشا شده است. اسرائیلهیوم در این گزارش فاش کرد موساد در دوره ریاست «داوید بارنیا» یک ساختار جدید و اختصاصی را برای تمرکز بر جنگ روانی، تأثیرگذاری و فراهمسازی بسترهای اجتماعی و سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
نکته مهم آن است که مأموریت این ساختار صرفاً جمعآوری اطلاعات یا اجرای عملیاتهای امنیتی نبوده، بلکه به صورت مستقیم بر جامعه ایران، افکار عمومی، رسانهها و روندهای اجتماعی متمرکز شده است. اهمیت این اعتراف زمانی بیشتر میشود که محتوای آن را کنار رخدادهای سالهای اخیر قرار دهیم. در چنین شرایطی، بسیاری از پروژههای رسانهای و کمپینهای سازمانیافته در فضای مجازی معنای متفاوتی مییابد.
یکی از مهمترین بخشهای گزارش رسانه صهیونیست، به پرونده مرحوم رستم قاسمی مربوط میشود. بر اساس این گزارش، تصویری که سال ۱۴۰۱ از مرحوم قاسمی منتشر شد و به سرعت به یکی از سوژههای جنجالی فضای رسانهای تبدیل شد، سالها در اختیار موساد قرار داشت اما انتشار آن در زمان اوج اغتشاشات ۱۴۰۱ انجام شد. اسرائیلهیوم به نقل از مقام موساد نوشت انتشار این تصویر ۲ هدف را دنبال میکرد؛ نخست حذف یک چهره اثرگذار از ساختار سیاسی و مدیریتی ایران و دوم تشدید فضای اعتراضی و شعلهورتر کردن اغتشاشاتی که در آن مقطع جریان داشت.
اما ساختار جدید موساد دقیقاً چیست؟ بر اساس گزارش اسرائیلهیوم، پس از روی کار آمدن بارنیا در رأس موساد، بازسازی گستردهای در این سازمان جاسوسی آغاز شد. یکی از مهمترین بخشهای این بازسازی، ایجاد شاخهای ویژه با عنوان عملیات نفوذ و تأثیرگذاری در ایران بود. مسؤول سابق این شاخه در گفتوگو با روزنامه صهیونی تصریح میکند موساد در گذشته عمدتاً به عملیاتهای کلاسیک مانند ترور، خرابکاری و جمعآوری اطلاعات میاندیشید اما در ساختار جدید، تمرکز بر تأثیرگذاری بر افکار عمومی، احساسات اجتماعی و روندهای سیاسی کشور هدف (ایران) قرار گرفت.
به گفته این مقام امنیتی، هدف ایجاد این ساختار آن بود که موساد بتواند بر ذهن و روان جامعه ایران اثر بگذارد و از این مسیر، زمینههای فشار داخلی بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد. این شاخه جدید همچنین مأموریت دارد افکار عمومی ایران را رصد، روندهای اجتماعی را بررسی، دادههای فضای مجازی را تحلیل و بر اساس این اطلاعات، عملیاتهای رسانهای و روانی طراحی کند. در واقع، آنچه اسرائیلهیوم توصیف میکند، یک اتاق عملیات تمامعیار جنگ شناختی علیه ایران است.
ماشین سمپاشی تا رسانههای پارسیزبان
شاید مهمترین بخش گزارش اسرائیلهیوم، اعترافات مطرحشده درباره نحوه بهرهبرداری موساد از شبکههای اجتماعی، کاربران فضای مجازی، اینفلوئنسرها و رسانههای پارسیزبان خارجنشین باشد. رسانه صهیونیست به نقل از مسؤول سابق شاخه نفوذ موساد توضیح میدهد این بخش برای اثرگذاری بر افکار عمومی ایران، یک شبکه گسترده از حسابهای کاربری، زیرساختهای رسانهای و کانالهای انتشار محتوا را سازماندهی کرده است.
خود اسرائیلهیوم از این شبکه با عنوان «ماشین سمپاشی» یاد میکند؛ شبکهای که وظیفه آن، تولید و انتشار محتواهایی با هدف تضعیف اعتماد عمومی ایرانیان، تخریب تصویر حاکمیت و تشدید نارضایتی اجتماعی است. بر اساس توضیحات ارائهشده در این گزارش، هدف صرفاً انتشار یک خبر یا شایعه نیست، بلکه طراحی پیامهایی است که بتواند بر ذهن مخاطب ایرانی اثر بگذارد و روندهای اجتماعی را در مسیر مطلوب طراحان آن هدایت کند.
اما نکته قابل توجهتر، اشاره صریح اسرائیلهیوم به ارتباط با رسانهها و فعالان رسانهای پارسیزبان است. در بخشهایی از این گزارش، مقام موساد توضیح میدهد یکی از چالشهای آنها رساندن پیام به داخل ایران بوده و برای این کار از ظرفیتهای مختلف رسانهای استفاده شده است. در این میان، نام «اینترنشنال» بیش از همه جلب توجه میکند؛ رسانهای که روزنامه صهیونیست آن را به صورت مستقیم در ماجرای انتشار تصویر مرحوم رستم قاسمی مورد اشاره قرار میدهد. همین مساله بار دیگر پرسشهای جدی درباره نقش این شبکه و سایر رسانههای مشابه در پروژههای عملیات روانی علیه ایران را برجسته میکند.
مرور عملکرد اینترنشنال و امثالهم در جریان اغتشاشات ۱۴۰۱، جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تصویری روشنتر ارائه میدهد. در تمام این مقاطع، رسانههای ضدایرانی با جلوداری اینترنشنال، ۲ مأموریت مشترک را دنبال میکردند.
نخست- تحریک جامعه ایران به آشوب، ایجاد ناامنی و تشدید تنشهای داخلی: بخش مهمی از محتوای تولیدشده توسط این رسانهها در مقاطع بحرانی، معطوف به افزایش هیجانات اجتماعی و تشویق به ادامه ناآرامیها بود.
دوم- عادیسازی و حساسیتزدایی نسبت به تجاوزات دشمنان ایران: در حالی که حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران منجر به شهادت هموطنان و وارد آمدن خسارات به زیرساختهای کشور شد، بخش مهمی از پوشش رسانهای این شبکهها به گونهای تنظیم شده بود که اصل تجاوز و جنایت دشمن به حاشیه رانده شود و تمرکز اصلی بر اهداف سیاسی مورد نظر طراحان جنگ شناختی قرار گیرد.
نمونه روشن این مساله، نحوه مواجهه این رسانهها با حمله آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب بود؛ جنایت فجیعی که منجر به شهادت ۱۶۸ کودک مظلوم شد اما در پوشش رسانهای این شبکهها تلاش شد ابعاد جنایت کمرنگ جلوه داده شود یا روایتهایی ارائه شود که عملاً به تطهیر اقدام آمریکا منجر میشد. آنچه امروز از کنار هم قرار دادن این عملکرد رسانهای و اعترافات منتشرشده در اسرائیلهیوم به دست میآید، تصویری از یک شبکه منسجم جنگ شناختی است؛ شبکهای که از اتاقهای عملیات موساد آغاز میشود، در شبکههای اجتماعی و بسترهای مجازی گسترش مییابد و از طریق رسانههای پارسیزبان ضدایرانی خارجنشین به جامعه ایران منتقل میشود.
نکته مهم دیگر آن است که برخلاف برخی گمانهزنیها به نظر نمیرسد پروژه براندازی جمهوری اسلامی و فشار برای تغییر ساختار سیاسی ایران از دستور کار موساد خارج شده باشد. اتفاقاً بخش پایانی گزارش روزنامه اسرائیلهیوم نشان میدهد مقامات این سازمان همچنان این هدف را دنبال میکنند. مسؤول شاخه نفوذ موساد در این گزارش تصریح میکند نباید انتظار داشت سقوط حکومتها بلافاصله پس از پایان یک جنگ یا عملیات نظامی رخ دهد. او تأکید میکند آنچه انجام شده، بخشی از یک مسیر بلندمدت است و عملیاتهای اخیر باید در چارچوب همین فرآیند ارزیابی شود.
اسرائیلهیوم همچنین به نقل از مقامات موساد مینویسد فشارهای اقتصادی، عملیاتهای رسانهای، جنگ روانی و فرسایش تدریجی سرمایه اجتماعی، همچنان بخشی از راهبرد مورد نظر تلآویو علیه ایران است. به عبارت دیگر، حتی ناکامی در دستیابی به اهداف مورد انتظار در جنگ اخیر نیز موجب نشده پروژه فشار ترکیبی علیه تهران از دستور کار خارج شود.
شاید مهمترین نکتهای که از این گزارش رسانه صهیونیست میتوان دریافت، همین باشد.
اینکه از نگاه خود مقامات موساد نیز جنگ علیه ایران صرفاً در میدان نظامی تعریف نمیشود. آنچه در دستور کار قرار دارد، ترکیبی از فشار نظامی، عملیات اطلاعاتی، جنگ رسانهای، آشوبآفرینی، بهرهگیری از رسانههای پارسیزبان و تلاش برای اثرگذاری بر افکار عمومی است؛ راهبردی که به اعتراف خود آنها همچنان ادامه دارد و بخشی از برنامه بلندمدت رژیم اشغالگر علیه ایران محسوب میشود.


نظر شما