۱۰ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۵۵

اول او را به یک تور میناب‌گردی ببرید

اول او را به یک تور میناب‌گردی ببرید

جام‌جهانی کمتر از دو هفته دیگر برگزار می‌شود و تعدادی از چهره‌های ورزشی و حتی سلبریتی‌هایی از دیگر حوزه‌ها آستین همت بالا می‌زنند و برای جذب مخاطب به تولید محتوا در این زمینه می‌پردازند.

به گزارش خبرگزاری مهر، فرهیختگان نوشت: در جام‌جهانی ۲۰۱۸ بود که «علی انصاریان» و «مجید یاسر» به‌عنوان دو چهره ورزشی-تلویزیونی یا بهتر بگوییم: «سلبریتی» مسئولیت اجرای برنامه «زابیوکا» را برای پخش در پلتفرم آیو اسپرت به‌عهده گرفتند. برنامه با نیش‌وکنایه‌های مرحوم علی انصاریان به شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور در سال ۱۳۹۷ بسیار دیده و وایرال شد. اما همین نکته هم از دید مسئولان امر و نهادهای نظارتی دور نماند تا ابتدا و انتهای زابیوکا قیچی و به بایگانی سپرده شود.

به همین سادگی انرژی زیادی صرف ممنوع کردن ایده و برنامه‌ای شد که می‌شد با مدیریت آن را تا پایان تحمل کرد و مرجعیت رسانه‌ای را دستی‌دستی به اغیار و دشمنان فارسی‌زبان ملت ایران در شبکه‌های ماهواره‌ای و یوتوبرهای وابسته به غرب معرفتی نسپرد. باری، پس از گذشت چندسال، اکنون در حالتی به‌سر می‌بریم که در آن بر کمیت حضور سلبریتی‌ها در اجرای برنامه‌های گفت‌وگومحور اضافه شده و آن‌ها تقریباً بدون هیچ محدودیتی در زمینه‌های گوناگون به تولید محتوا می‌پردازند.

وقوع جنگ دوازده‌روزه و به‌تبع آن، جنگ رمضان در اسفندماه سال گذشته که به شهادت جمعی از مردم، فرماندهان نظامی، بخشی از مدیران و در رأس همه مقام معظم رهبری منجر شد، باید اثرش را بر زیست عادی و تمام شئون زندگی بگذارد. در نتیجه، شکل تولید محتوا در عرصه‌های مختلف دیگر نمی‌تواند مانند سابق ادامه پیدا کند و برنامه‌سازان هرطور که تمایل دارند و سلیقه‌شان حکم می‌کند جلوی دوربین بنشینند.

فضا به‌گونه‌ای است که باید از یک‌سو جلوی اعمال سلیقه در ممیزی و سانسور برنامه‌ها گرفته شود و از طرف دیگر برنامه‌سازان هم برای افراد تحت قراردادشان خطوط قرمزی ترسیم کنند تا آن‌ها بدون ترمز و کنترل هر کار که دلشان خواست و عشق‌شان کشید انجام ندهند. بگذارید با یک مثال از خیر کلیات بگذریم و به اصل مطلب بپردازیم. ۴۰ روز از جنگ رمضان گذشته بود که «امیرحسین قیاسی» در قالب یک استوری به محدودیت‌های منطقی و قانونی اجراشده در خصوص اینترنت بین‌الملل بدون محکوم کردن تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران واکنش نشان داد و تلویحاً تمام کاسه و کوزه‌ها را سر نظام شکست.

بعد از واکنش صریح و آنی کاربران فضای مجازی به استوری غیرمنطقی و تقلیل‌گرای قیاسی بود که او مجبور به واکنش دوباره شد. استندآپ‌کمدین برنامه خندوانه از تاکتیک «وسط لحاف خوابیدن» استفاده کرد تا بتواند از پیچ تندی که برای خودش ایجاد کرده بود به سلامت عبور کند و همچنان به کار در فضای رسمی و شبه‌رسمی صنعت نیم‌بند سرگرمی ادامه دهد. رویکردی که پس از گذشت چند روز جواب داد و خبر رسید که او اکنون به‌همراه یکی از فروشگاه‌های معتبر آنلاین در حال فراهم کردن مقدمات ساخت برنامه‌ای در مورد جام‌جهانی ۲۰۲۶ با محوریت حضور تیم ملی در این تورنمنت است؛ گویی در این میان هیچ اتفاقی رقم نخورده و خانی رفت‌وآمد نداشته است!

درحالی‌که عمل به قانون چه از طرف مجریان دولتی و چه از سوی چهره‌های سرشناس نظیر امیرحسین قیاسی آن هم در زمانه‌ای که کشور مورد هجوم ددمنشانه آمریکا و نیروی نیابتی‌اش قرار گرفته یک فریضه واجب است و میان آن‌ها و مردم عادی نباید هیچ تفاوتی در این زمینه وجود داشته باشد. تولید محتوای سرگرم‌کننده در صداوسیما و شبکه نمایش خانگی نه‌تنها هیچ ایرادی ندارد بلکه اصلی اساسی و غیرقابل انکار در راستای به فعلیت رساندن حاکمیت داخلی است.

البته نباید این نکته فراموش شود که انتقاد چهره‌های شناخته‌شده مانند باقی مردم به شرایط ممکلت حق طبیعی هر شهروندی است، اما فعالیت در بازار آزاد نیز به معنای ولنگاری فرهنگی و عدم تمکین به قانون نیست که اگر بود دولت و حکومت معنا پیدا نمی‌کردند و ما در یک اتمسفر ناامن آنارشیستی به کار و زندگی می‌پرداختیم! برای اثبات صحت گفته‌مان درخصوص پذیرش اصول، آن هم در شرایط استمرار جنگ ترکیبی با آمریکا و اسرائیل در برابر شیفتگان غرب چاره‌ای جز بیان فکت و سند از آن سوی اقیانوس‌ها نداریم.

اینکه در ایالات متحده و کشورهای اروپایی چه قوانینی درخصوص رفتار سلبریتی‌ها در فضای مجازی یا واقعی وجود دارد می‌تواند چراغ راه ما در این زمینه باشد و گره از کار باز کند، زیرا نمی‌شود در میانه دفاع مقدسی که مردم و مسئولان به آن پیوسته‌اند شخص یا اشخاصی ساز ناکوک بزنند، اما در عوض از امنیتی که سیستم برای به وجود آوردن آن خون داده بهره‌مند شده و با گرفتن فیگور معترض به خود با عالم و آدم شوخی کنند و کلی پول به جیب بزنند. درنهایت اینکه جلوی این تناقضات و رفتارهای مشمئزکننده را از هر کجا که بگیریم منفعت است و در این خصوص غرب و حتی شرق می‌توانند به‌مثابه چراغ راه عمل کنند.

استفاده از فرهنگ طرد به‌جای بگیر و ببند

از ظاهر امر چنین برمی‌آید که در غرب، قانونمند کردن فعالیت سلبریتی‌ها و چهره‌های معروف ترکیبی از قوانین ملی، مقررات صنعتی و استانداردهای تبلیغاتی است. این موارد شیفتگان غرب را به یک نتیجه قطعی و مشخص می‌رساند که نقد آمریکا و صهیونیزم هم با توجه به موارد پیش‌بینی‌شده در قانون کاری بس آسان است و به‌منزله حق طبیعی هر شهروند، فارغ از رنگ پوست و جنسیت تلقی می‌شود، اما اگر میان خطوط و سطور را مورد بررسی قرار دهیم و کمی از سطح قضیه فاصله بگیریم به این نتیجه می‌رسیم که بحث در مورد متمم اول قانون اساسی ایالات متحده یا همان آزادی بیان در نگاه دموکراسی شرکت‌محور پشیزی ارزش و اهمیت ندارد و این آن‌ها هستند که تعیین می‌کنند چه اقداماتی ذیل چتر حمایتی قانون قرار دارد و چه اعمالی اکیداً نباید ظهور و بروز پیدا کنند.

البته برای مردم غرب آسیا یا شمال آفریقا شاید عدم جرم‌انگاری سوزاندن پرچم آمریکا در پرونده «تگزاس علیه جانسون» در سال ۱۹۸۹ نشانه‌ای از بلوغ سیاسی و فکری ایالات متحده به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مدافعان حقوق بشر و دموکراسی در دنیا تعبیر شود، اما همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردیم این فقط افراد ظاهربینند که با مطالعه اسم روی جلد در مورد محتوای آن دست به قضاوتی صریح و همراه با قاطعیت می‌زنند وگرنه به رسمیت شناختن حق آزادی بیان در آمریکا چه بسا از باقی کشورها و نظام‌های سیاسی در این کره خاکی در بسیاری از موارد اگر کمتر نباشد، بیشتر هم نیست.

متمم اول قانون اساسی در آمریکا فقط ممکن است که دولت را از انجام سانسور منع کند (تجربه ترامپ نشان داد که او با اقدامات فراقانونی‌اش قادر به انجام هر کاری است) اما این نهادها و کمپانی‌های به‌اصطلاح خصوصی نظیر استودیوهای سینمایی، لیگ‌های ورزشی و رسانه‌ها هستند که می‌توانند براساس قراردادهای داخلی و محدودیت‌های اخلاقی فعالیت سلبریتی‌ها را کنترل و یا حتی یک‌طرفه فسخ کنند! برای مثال، آگوست سال ۲۰۱۶ میلادی بود که «کالین کاپرنیک» به‌عنوان یکی از ستارگان شاغل در NFL (لیگ حرفه‌ای فوتبال آمریکایی) با زانو زدن در هنگام پخش سرود ملی ایالات متحده برای خود مسئله ایجاد کرد.

انگیزه او از این اقدام -که در نظر آمریکایی‌ها توهین به پرچم تلقی می‌شود- اعتراض در برابر سرکوب سیستماتیک سیاه‌پوستان و اقلیت‌ها از طرف دولت فدرال و خشونت بی‌حدوحصر پلیس بود. اقدامات او همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد تحت پیگرد قانون و ضابطان آن قرار نگرفت، اما پیامدهای حرفه‌ای قابل‌توجهی برایش به دنبال داشت، تا جایی که با وجود عملکرد قابل‌قبول در فصل ۲۰۱۶ هیچ تیمی از NFL پیشنهاد امضای قرارداد به وی نداد تا کاپرنیک عملاً در فصل ۲۰۱۷ شانسی برای حضور در این لیگ نداشته باشد.

در کشورهای غربی، به‌خصوص ایالات متحده آمریکا و اروپا، بین آنچه قانون اجازه‌اش را به شما می‌دهد تا آنچه در عمل رخ می‌نماید تفاوت‌ها یا بهتر است بگوییم: «شکاف عمیقی» وجود دارد. بعد از عملیات طوفان‌الاقصی، حمایت از فلسطین و غزه ذیل «یهودستیزی» قرار گرفت، به‌طوری که قانون اگرچه به‌صورت ظاهری و صوری تمام مردم و سلبریتی‌ها را به یک چشم می‌دید، اما این محدودیت‌های شغلی و اجتماعی بود که ایجاد فرهنگ طرد یا همان Cancel Culture دامن می‌زد، تا جایی که «ملیسا باررا» بازیگر سری فیلم‌های «جیغ» در نوامبر ۲۰۲۳ صرفاً به علت محتوای پست‌های اینستاگرامی که در آن‌ها اسرائیل را به نسل‌کشی متهم می‌کرد با خوردن برچسب یهودستیزی از بازی در قسمت‌های بعدی این دنباله منع شد.

از طرف دیگر بازیگر برنده اسکار «سوزان ساراندون» و «راجر واترز» به‌عنوان یکی از بنیانگذاران بند پروگرسیو راک «پینک فلوید» صرفاً به‌خاطر اعلام مواضع تند علیه اسرائیل با محدودیت‌های شدیدی نظیر لغو همکاری آژانس استعدادیابی هالیوود (UTA) با ساراندون و کنسل شدن تورهای کنسرت آلمان واترز مواجه شدند. درنهایت این مکانیسم بازار و فشار افکار عمومی طیف راست و محافظه‌کار است که باعث می‌شود فرد از ادامه فعالیت حرفه‌ای فاصله بگیرد. این شکل از مواجهه را سانسور نرم یا سانسور شرکتی می‌نامند که در ایران هیچ محلی از اعراب ندارد که همین مسئله مدیریت شبکه نمایش خانگی و سلبریتی‌ها را با انجام روش‌های منسوخ، سنتی و همین‌طور اعمال نظر سلیقه‌ای بسیار پرهزینه روبه‌رو می‌کند که در اغلب موارد زیانش بیش از سود آن است.

کد مطلب 6845738

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha